من از آن شيشهدلانم كه به سنگ ميشكنم
تو هم آن سنگ صبوری كه دلم ميشكني
منم آن سنگ صبورت، كه تو را ميطلبم
تو هم آن موج خروشان كه مرا ميشكني
منم آن غنچه بيخار، كه زخار بيخبرم
تو هم آن خار بیابان كه تنم ميشكني
منم آن ماهي دریا كه هوا ميطلبم
تو هم آن کوسه وحشي كه مرا ميشكني
منم آن شاهد زیبا كه زتو بيخبرم
تو هم آن طالع نحس كه جگر ميشكني
منم آن واله و شیدا كه بهدنبال توام
تو هم آن جغد خرابات كه صدا ميشكني